از این رو این مادی یا نهر را گَبر نامیده اند. تاریخ اما همواره روایت های گوناگونی دارد روایتی دیگر معتقد است که این نهر را سه برادر زرتشتی در دوران خوارزمشاهی حفر کرده اند تا باغ ها و زمین های کشاورزی شان در دهنو، کوشک و محمودآباد را آبیاری کنند. بنابراین روایت، این نهر عمری هزار ساله دارد و در طول سالیان دور و دراز وقتی می رسیده است به سده، جایی در خیابان استاد طلایی فعلی در نزدیکی میدان آیت اله صهری (میدان کوزه) به دو شاخه تقسیم می شده است. یک شاخه مامور آبیاری صحرای گارسله بوده و دیگری می رفته است تا صحراهای قلعه زنگی و باولگان را سیراب سازد و در مسیرش البته درختان انبوه چنار را نیز بی نصیب نمی گذاشته است.
این نهر قدیمی و پر آب در طول این سالیان دور و دراز همچنان آب زاینده رود را با سرعتی برابر ۱۲۰ لیتر در ثانیه برمیداشته و با خودش می آورده است تا آبادی ما. با یک دست صحرای گارسله را آبیاری می کرده و با دستی دیگر صحرای قلعه زنگی را تا اینکه تاریخ ورق می خورد و ورق می خورد و می رسد به ۳۶ سال پیش. مدیران شهری در آن زمان با تکیه بر چاه های پر و پیمان موجود، یکی از دست های مادی گبر را قطع می کنند تا گامی در جهت توسعه شهری بردارند. پر کردن مادی گبر و احداث خیابان استاد طلایی بر بستر آن در سال های بعد نیز تصمیمی ناگزیر بود که باید در مسیر توسعه شهری برداشته می شد.
آب که از سرلت قطع شد و به میدان کوزه نرسید
صحرای قلعه زنگی و جوی بالا و جوی پایین ماند و بیش از ۷۰۰ جریب باغ و زمین کشاورزی تشنه.
و البته درختان تنگاتنگ و تناور چناری که سال ها بود از صدقه سر باغ ها و زمین ها از این آب زلال و گوارا تغذیه می کردند و در ازایش هر چه سرسبزی و طراوت در چنته داشتند تقدیم اهالی می کردند.
قدیمی ها پای مادی ها درخت توت هم می کاشتند البته و زیربنای این کارشان چیزی نبود جز دیگرخواهی. آنها که از مال دنیا و باغ و زمین بی نصیب مانده بودند هم می بایست از نعمت خدا بهره مند میشدند.
حکایت چنارها
حکایت عاشقانه های چنارهای سر به فلک کشیده با آب مادی، حکایت دیروز و امروز و این شهر و آن روستا نیست. کشاورزها می گویند نهرها را همواره قرابت و رفاقتی دیرینه با چنارهای تناور است. پای یک نهر که به میان می آمده چنارها آن را تنگ در حلقه خودشان می گرفته اند و حالا که قرار است آب زاینده رود پس از سال ها دوباره آب چاه را پس بزند و خودش به میدان بیاید دوباره چنارها به زندگی بازخواهند گشت.
این عشق البته دامنه گسترده ای دارد کشاورزها و باغدارها نیز تعلق خاطر عجیبی به چنارهای قدیمی دارند.
پیرمرد کشاورز تکیه می دهد به چنار پیر حاشیه زمینش و می گوید: پدرم دست می کشید بر گرده چنار و می گفت درخت که نیست میخ طلاست. یکی را فروختم و با پولش خانه ساختم و بچه اش را فروختم و دخترم را جهاز کردم.
چاه بِنو با کمک چاهی کوچکتر در طول این سال ها که ۱۳ سالش با خشکسالی بی سابقه ای همراه بود افتان و خیزان در مسیر باقیمانده از شاخه دوم مادی گبر به آبیاری باغ ها و زمین های کشاورزی صحرای قلعه زنگی واقع در صحرای خوشاب پرداختند. چنارها را اما چون رفاقتی دیرینه با آب نهر بود آب چاه به مذاقشان خوش نیامد. بعضی شان خشکیدند و برخی کجدار و مریز به زندگی ادامه دادند و برخی تن به تیزی تبر سپردند.
اما ماجرا از آنجایی تلخ تر شد که سال گذشته همین ته مانده آب چاه هم از درختان دریغ شد. آب چاه را با لوله پلی اتیلن از مادی رد کردند و درخت ها را در حسرت یک قطره آب به له له انداختند.
درخت ها اما از آنجا که همیشه دستشان به آسمان خدا بلند است دیگر از این پس دست هایشان خالی نخواهد ماند و باران خدا برگ و برشان را همواره می نوازد.
آب چاه مخصوصا آنجا که از عمق زمین برمی آید با خودش ناخالصی هایی می اورد که حال باغ و زمین کشاورزی را بد می کند و همین می شود که حالا بخش های زیادی از باغ ها و زمین های این صحرا گرفتار خشکی شده است و صاحبانش مایوس و دلمرده رهایشان کرده و رفته اند.
کشاورزها و باغدارها اما سکوت ۳۶ ساله را بالاخره بهمن ماه ۹۸ شکستند و چاره را در آن دیدند که برای احیای نهر گبر و بازگشت حق آبه شان از زاینده رود دست به دامن شهرداری شوند.
شهردار حاج حیدری پس از برگزاری نشستی با این کشاورزان که از جمله آنها باید از آقایان ناصر هاشمیان، ایران نژاد، رجب زاده و حسین زاغی نام برد متعهد شد که با کمک خودشان این پروژه عظیم را در اسرع وقت آغاز کرده و زود به انجام برساند. کشاورزها از فردایش بیل روی کولشان گذاشتند و ایستادند پای کار.
خیلی کارها انجام شد از جمله تخلیه نهر از زباله و نخاله. بیش از ۲۰۰ کامیون این نخاله ها و زباله ها را از نهر بیرون برد.
ایجاد مسیر جدید در حاشیه خیابان استاد طلایی برای رساندن مادی به میدان کوزه، لوله گذاری به منظور انتقال آب برای مسیرهایی که نمیتوان از مادی روباز بهره برد، لایروبی دیواره های نهر، لوله گذاری بخشی از نهر در کوچه برج، عبور آب از خیابان شریعتی شمالی و رساندن به کوچه های ۱۱۰ و ۱۲۴، پیگیری جاری شدن آب نهر با سرعت ۱۲۰ لیتر در ثانیه که طبق اسناد موجود حق قانونی ماست.
شهرداری عملیات احیای مادی گبر را در دو مرحله به انجام رساند: در گام اول حاشیه خیابان استاد طلایی حفر شد تا به میدان کوزه رسید و از آنجا به نهری که از میان بلوار آیت اله جبل عاملی عبور می کند، متصل شد. فاز دوم این پروژه از کوچه برج واقع در خیابان شهید رجایی آغاز شد و پس از عبور از خیابان شریعتی شمالی راهی صحرای قلعه زنگی شد.
پا به پای آب
حرکت آب از سرلت شروع می شود، ابزار تقسیم آبی که صد سال است اینجا در نزدیکی خیابان استاد طلایی فعلی جا خوش کرده است. کوچه را بالا می آیی تا برسی به سر خیابان و حاشیه خیابان استاد طلایی را که محل گذر سرپوشیده آب است پشت سر بگذاری. ردّ آب را می شود از دریچه هایی که به تناوب در حاشیه خیابان تعبیه شده بگیری تا برسی به میدان آیت اله صهری و آب همچنان مخفیانه طی مسیر می کند تا سر از بلوار ایت اله جبل عاملی درآورد.
از قدیم گفته اند: هر کسی کو دور شد از اصل خویش/ بازجوید روزگار وصل خویش.
آب اینجا مسیر اصلی اش را می جوید و در نهر میان این بلوار جاری می شود و دوباره به سمت میدان آزادی مسیری سرپوشیده را طی می کند تا برسد به خیابان شهید رجایی و کوچه برج. از آنجا باز هم لوله های قطور سیمانی می آیند به کمک آدم ها تا آب را به صورت سرپوشیده برسانند به نهر قدیمی که از مقابل خانه های مسکونی می گذرد و این نقطه از خمینی شهر را تبدیل می کند به قطعه ای از بهشت. نهر روباز و آب زلال و رقص درختان چنار در نسیم بهاری از بهشت چیزی کم ندارد. نهر رقص کنان و پیچ در پیچ دلبری می کند و می رود تا برسد به خیابان شریعتی شمالی. خیابان را مخفیانه پشت سر می گذارد تا برسد به کوچه ۱۲۴ یا به تعبیری دیگر ابتدای صحرای قلعه زنگی. آنجا که باغ ها و زمین های کشاورزی سالهاست چشم به راهش نشسته اند.
ساکنان آن دست خیابان شهید رجایی در کوچه های صفا و بهار نیز از این نهر روباز بی نصیب نمانده اند. حتی این نهر از دیرباز به سه تا از خانه های کوچه مالکی در این خیابان سرسبز و باطراوت نیز سرک کشیده است.
عملیات احیای نهر گبر که از ۲۶ بهمن ماه ۹۸ آغاز شد ۴۰ روز کاری به طول انجامید و سپس آب، روز ۳۱ فروردین جاری پس از ۳۶ سال دوری به این نهر بازگشت و اشک شوق کشاورزان را نیز همراه با خودش جاری ساخت.
از این پس آبی که از کوهرنگ ۱۵۰ کیلومتر مسیر را می پیماید و دست در دست آفتاب به اینجا می رسد اکسیر زندگی این زمین ها و درخت هاست.
آب از این پس دو تا سه نوبت در ماه و هر نوبت ۵ تا ۷ روز در این نهر جاری می شود.
جشن آب
اگرچه کشاورزها هنوز به گذر آب با سرعت ۷۰ لیتر در ثانیه رضایت نداده اند و به شدت پیگیرند تا از طریق ارائه اسناد باغ ها و زمین های کشاورزی به حق آبه واقعی خود یعنی ۱۲۰ لیتر در ثانیه برسند اما جاری شدن آب در این نهر اشک شوق را از چشمانشان جاری کرد خصوصا آن هنگام که شهردار حاج حیدری قول داد برایشان جشن آب بگیرد.
اینکه شهردار حاج حیدری از طرح احیای این نهر به عنوان موثرترین، مهم ترین و دلنشین ترین پروژه در طول سال های خدمتش در شهرداری یاد می کند از جهات مختلف قابل بررسی است.
در نگاه اول احیای این مادی موجبات رضایت خاطر باغداران و کشاورزان صحرای قلعه زنگی را فراهم می کند و این صحرا را از خشکی و تشنگی نجات می بخشد اما خلاصه دانستن مزایای این پروژه تنها در همین یک نتیجه، ناشی از نگاهی سطحی نگرانه است.
احیای نهر بزرگ گبر پیامدهای مثبت فراوانی دارد که از جمله آنها می توان به اشتغالزایی آن اشاره کرد. به گفته صاحبان فن، احیای ۷۰۰ جریب باغ و زمین کشاورزی دست کم برای ۷۰ نفر اشتغال مستقیم ایجاد می کند و اینگونه که شهرداری عزمی جزم برای منع تغییر کاربری و جلوگیری از ساخت و ساز در این منطقه دارد از احداث واحدهای مسکونی و صنعتی نیز در این صحرا پیشگیری می شود.
اما آنچه که شهرداری خمینی شهر را پس از اجرای این پروژه بیش از پیش به جمع شهرداری های دوستدار محیط زیست اضافه کرد نجات حدود یک کیلومتر از کره زمین و هزاران درخت از خشکی و بی ثمری بود و بی شک این طراوت ایجاد شده و جریان مارپیچ آبی که در نقاطی از صحرا از مقابل منازل مسکونی می گذرد جاذبه گردشگری جدیدی را به فهرست جاذبه های طبیعی خمینی شهر می افزاید.